سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
گل دختر
   1   2      >


من همیشه مبنایم در ارتباط های دوستانه ام خود شخص بوده، و سعی می کردم از تفاوت هایی که در فرهنگ مان، ملیت مان، دین و مذهب مان، نژادمان و ... وجود دارد بهترین استفاده را ببرم بدون اینکه بخواهم تفکرم را به کسی تحمیل کنم و تا بحال چه درس هایی که از این دوستان نگرفتم ...

و سعی می کردم آن وحدتی که همه فکر میکنند فقط در بین مسلمانان خلاصه می شود را بشکنم! و در این چند سال اخیر اینقدر اتفاقات ریز و درشت ، حرکت ها و جنبش ها، تجمع ها و ... در سراسر جهان به چشمم خورد که هیچ کدام از افراد تشکیل دهنده آن نه دین شان یکی بود ، نه ملیت شان، نه رنگ پوست شان، نه زبان شان و نه ... فقط بخاطر اینکه همه از یک نوع بشری و همگی حق آزادی دارند برای هدفی مشترک دور هم جمع شدند. مثل کاروان جهانی الی بیت المقدس!

امروز هم وقتی اکانت فیس بوکم را باز میکردم، برای چندمین بار شاهد این نوع حرکت ها در دفاع از حقوق انسانی بودم، حرکت هایی که ندای بر قراری صلح جهانی را فریاد می زدند، و اینبار این حرکت از سمت زنان آمریکایی صورت گرفته است، حرکتی که در اعتراض به رفتار نژاد پرستانه حاکم بر این کشور که بارها منجر به قتل و تعرض به زنان مسلمان منتهی شده .

انگار اینبار تقدیر به  اسم شیما الاوادی زن عراقی ساکن کالیفرنیا ورق خورده بود، زنی که چند روز گذشته بخاطر استفاده از حجاب کشته شد. و ای کاش می دانست با کشته شدنش در ظرف کمتر از چند روز یک کمپین بزرگ در حمایت از حجاب در امریکا شکل خواهد گرفت.

کمپینی که در این کمترین مدت هزاران عضو پیدا کرد و صدها نفر با ارسال عکس های با حجاب از خود حمایت شان را از زنان مسلمان جهان اعلام کردند.




این حرکت ها، اعلام  حمایت ها، اعتراض ها و ... همگی نشان از عملی کردن هدفی دارد که فطرت همه انسان ها دنبال آن است. صلح جهانی ...

نمونه ای از عکس های ارسالی به این کمپین با صحبت های افراد را جمع آوری کردم که می توانید در ادامه مطلب مشاهده کنید.
ادامه مطلب...




نوشته شده توسط :گل‌ پر



نمی دانم چقدر در مورد کاروان بین المللی «الی بیت المقدس» شنیدید.

کاروانی که بیش از 100 کشور دنیا از ادیان و مذاهب گوناگون که وجه مشترک همگی ایشان ضدصهیونستی بودن آنهاست دور هم جمع شدند تا در 30 مارس 2012 به سمت قدس حرکت کنند. و مساله «حق بازگشت آوارگان» را از طریق همراهی ملت ها در حرکت به سمت قدس از سطح نظری به عرصه میدانی بکشاند و مساله آزادی قدس شریف را از طریق همراهی نمایندگان افکار عمومی سراسر جهان در افکار عمومی دنیا برجسته کند.

در طی این مدت، شور ذوق وصف نشدنی در بین تمام کسانی که تلاش کردند تا این حرکت شکل بگیرد نمایان بود.

خواننده ای بخاطر این حرکت ترانه اختصاصی تولید می کرد، دیگری انواع کاریکاتور را می کشید تا فضاسازی قبل از حرکت شکل بگیرد، آن یکی خبرها را رصد می کرد، یکی دیگر طرح های مختلفی برای این حرکت می کشید و هدیه می کرد به این کاروان، گروه های مختلفی کلیپ تولید می کردند و منتشر می کردند، هر کسی هم در اینترنت فعال بود شروع می کرد به فعالیت در پیج های مختلف در فیس بوک و ...

همه ی اینهایی که گفتم به چندین زبان و توسط عاشقان آزادی بشریت در سرتاسر دنیا انجام می شد. عاشقانی که زمزمه ی لب شان همگی شده بود شهادت شهادت شهادت ...

شور و شوق بچه ها اینقدر پر حرارت بود که ماه ها قبل بدن رژیم صهیونیستی را به لرزه در آورد، بطوری که این رژیم غاصب شروع کرد به رصد اخبارهای کاروان و انتشار مقالاتی ضد این حرکت، و مثل همیشه کسانی را که  در این طرح همکاری می کنند را متهم کرد به تروریست بودن! و سوابق شان را بررسی کرد!

هفته ی گذشته ایران میزبان کاروان آسیایی این حرکت بزرگ بود، کاروانی متشکل از 20 کشور آسیایی!

حضور و صحبت های بچه های کاروان آسیایی یک طرف، شور و شوق مردم ایران و استقبال گرم شان در شهر های زهدان، قم، تهران، تبریز و ... طرف دیگر!

در این مدتی که بچه ها میهمان ایران بودند، اینقدر صحبت های پرحاشیه و پرخاطره برایمان گذشت که هر کدام برای خودش دنیایی از حرف ناگفته ست.



بچه های گروه مرسی اندونزی، خانم های کشمیری و در دل های آنان، ترفندهای اجازه گرفتن دختران هندی از خانواده شان برای پیوستن به این کاروان، طرز تفکر هندو ها از فضای ایران، صحبت های اقایان تاجیکستان و آذربایجان در مورد فضای کشورشان، تلاش گزارشگران تلویزیون دهلی نو برای به تصویر کشیدن چهره ی واقعی ایران و تهیه گزارش های مختلف، شعارهایی که بچه ها به زبان های مختلف می دادند در حالی که اکثرشان به زبان دیگری آشنایی نداشتن! اشک ها و دعاهای شبانه ی جوان اندونزیایی برای دیدار با رهبر، و ...


اینبار حرف از یک نفر نیست، اینبار حرف از میلیون ها انسان آزاده ست که بدون هیچ سلاح و خشونتی به سمت مرزهای فلسطین برای آزادی قدس حرکت می کنند....

لحظه لحظه پشت صحنه های این کاروان را می توانید از این لینک دنبال کنید.

عکس های حضور کاروان در ایران را در ادامه مطلب ببینید.
ادامه مطلب...




نوشته شده توسط :گل‌ پر


« قهرمان من »
15/10/90 - 7:28 ع

ندانی که باردار هستی
بدون توجه به هشت فرزند دیگری که در خانه داری
می‌روی به دل دشمن
می‌روی تا با عملیات استشهادی قدم‌های نحس دشمنانت را از کشورت پاک کنی
ولی تقدیر برگ دیگری را برایت ورق می‌زند
تو دستگیر می‌شوی
بعد از شکنجه‌های متعدد تازه متوجه می‌شوی پسر زیبایی بنام یوسف را بادار هستی
و این خبر، قدرتت در مقاب شکنجه‌ها را دوچندان کرد.
قدرتی که باعث شد با آن همه آزار و اذیت یوسف زنده بماند
و در قلبِ دشمن، پا به سرزمینش یعنی فلسطین بگذارد...
و سه سال کنار مادرش در زندان‌های سرد و تاریک، قوت قلب مادرش باشد...
اسم ش را می‌گذاری یوسف ، به یاد حضرت یوسف (ع) که سالها زندان‌های سرد و تاریک را بدون هیچ گناهی تحمل می‌کند...

موقع استقبال از فاطمه وقتی خودم را معرفی کردم و آزادی اش را به او تبریک گفتم، محکم مرا در آغوش کشید و چندین بار گونه‌های سرد مرا با بوسه‌های گرمش نوازش کرد.
برایم مثل یک رویا بود که یک زن مبارز فلسطینی را از نزدیک ببینم و صحبت‌هایش را از زبان خودش و با لحن خودش بشنوم.

حرفهای اسراتش را...
بدنیا آوردن فرزندش یوسف در زندان‌های مخوف اسرائیل را...
قضیه شنیدن مژده ی آزادی اش از زبان پیامبر (ص) در خواب صادقه ایی که در زندان اسرائیل می‌بیند...
قضیه قطع کردن شیرخشک یوسف بعد از دوماه توسط سربازان اسرائیلی
 قضیه زایمان ش ، اینکه زائوی اسرایلی سر بدنیا اوردن یوسف او را 4 ساعت شکنجه ی روحی و جسمی داد تا اینکه با نفرین فاطمه لحظاتی دید خود را از دست می‌دهد و ناچار می‌شود فاطمه را کمک کند..

هنوز که هنوز است، برق اشکانش در حرم حضرت معصومه (س) روحم را نوازش می‌دهد، آنجاییکه وقتی از او در مورد شهادت پرسیدم، بغض گلویش را گرفت و با چشمان سرخ شده اش گفت: «نمی‌دانم خدا چرا شهادت را قسمتم نمی‌کند...»

فاطمه ، قهرمان من، هفته ی گذشته ایران را برای همیشه ترک کرد و این پیام را از غزه برایمان ارسال کرد:
السلام علیکم ایها الاحرار، ارسل الیکم السلام و التحیات منی و من الجمیع الاخوه الاعزا. اخوتی لقد ترکتم بدمع العین و عندما وصلنا الحدود ایران و انا انظر من خلال الطائره و الله بکیت و هذا یدل علی وجودکم فی قلبی
بکل قوه من اخوه اطهار مثلکم و من شعب عظیم و حکومه رشیده و اسال الله لکم ایها الامه الواحده ان یحفظکم من کل سوء و مکروه

اختکم فاطمه الزق

سلام بر شما آزادگان، سلام و تحیات من و تمامی برادران بر شما. برادرانم با چشمانی اشکبار شما را ترک کردم و هنگامی که به مرزهای ایران رسیدم و  از داخل هواپیما بیرون را نگاه می‌کردم به خداوند سوگند که گریستم و این دلیلی است محکم بر حضور شما و برادران پاکی مانند شما و ملتی بزرگ و حکومتی سرافراز در قلبم. از خداوند می‌خواهم که شما امت واحده را از هر بدی و ناپسندی به دور نگاه دارد.
خواهر شما
فاطمه الزق



در اینجا فیلمی کوتاه
از ماجرای تولد یوسف الزق در زندان اسرائیلی را می توانید ببینید
اینجا مصاحبه ی مفصلی از صحبت‌هایش را می‌توانید بخوانید
کلیپ (فلسطین) ماهر زین را وقتی کنار صحبت‌های فاطمه می‌گذارم، اشک امانم نمی‌دهد، دانلود از اینجا

عکس های بیشتری که تهیه کردم را در ادامه مطلب مشاهده کنید


ادامه مطلب...




نوشته شده توسط :گل‌ پر


« مامانهمسر »
7/10/90 - 5:53 ع

زمانی بود که پسرها فقط با دختران کوچکتر از خود ازدواج می کردند و کارشناسان هم بهترین فاصله سنی را3 تا 5 سال می دانستند. کم کم ازدواجهای با فاصله سنی کمتر رایج شد و این روزها ازدواج  دختران و پسران هم سن، عادی شده است ، البته نظر کارشناسان مسائل اجتماعی این است که با توجه به  تعداد دختران و پسران مجرد در کشور، لازم است مسئله اختلاف سن از اولویت های ابتدائی معیار انتخاب همسر نباشد تا با رایج شدن ازدواج با فاصله سنی کم و یا هم سن ، آمار ازدواج به ویژه در دختران متولد دهه 60  افزایش یابد.


شاید مسأله سن در موضوع ازدواج اهمییت چندانی نداشته باشد ، اما نمونه هایی هر چند اندک از، ازدواج  دختران با پسرانی که بیش از پنج سال از آن ها کوچکترند جای تأمل دارد.در نگاه اول این گونه تصور می شود که مشکلات چنین ازدواج هایی چند سال بعد آشکار می شود ، اما صحبت با چند دختر که در آستانه ازدواج با پسرانی  5 الی7 سال  کوچکتر بودند،از نگرانی ایشان نسبت به سرپرستی خانواده حکایت داشت.  هنوز زندگی را شروع نکرده بودند اما بار سنگین مسئولیت زندگی را بر دوش خود احساس می کردند.معتقد بودند نقش اینان همسری نیست، بلکه "مامانهمسری "است.


البته توقع نقش مادری از همسر، اختصاص به این گروه ندارد و متأسفانه در برخی پسرها دیده می شود ،اما در خانواده ای که  مرد از همسرش کوچکتر است، زنان ناخودآگاه این مسئولیت را می پذیرند.


 در نگاه اول، راه حل پیشگیری از چنین مشکلی ، خودداری از این گونه ازدواج هاست، که جای بحث دارد، اما  نکته مهم تر، توجه به ضرورت ایفای نقش های  زن و مرد در خانواده، متناسب با ویژگی های هردو جنس ،در هر شرایط سنی است.  


   



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :گل نساء



    هر روز که از گردهمایی دوستانمان از کشورهای مختلف می‌گذرد، مطالب و نظرات بیشتری در وبلاگ‌های شخصی و مطالب فیس بوکشان در مورد ایران به چشمم می‌خورد.

    چند روز پیش داشتم مطلب جدید آنجلا را در مورد سفرش به ایران می‌خواندم، تمام صحبت‌های دوستان در این همایش شش روزه برایم زنده شد...

    آنجلا یک  خبرنگار ایتالیایی بود که تا به حال ده‌ها کشور را برای نوشتن مقالاتش زیر پا گذاشته بود، زیاد فرصت نشد با او صحبت کنم، فقط روز اخر نزدیک به یک ساعت در مورد کشورش، فلسطین، نگاهش به ایران و زنان ایران و ... بحث کردیم. می‌گفت کشور ما به هیچ وجه مستقل نیست، تمام بانک‌های ایتالیا به اسرائیل و آمریکا وصل است، ما هر چه بخواهیم باید از آنان طلب کنیم و مستقلا نمی‌توانیم کاری انجام دهیم، لابی های اسرائیل که در جای جای کشور ما به چشم می‌خورد مؤید این حرف من هستن، ثروت کشور ما و همه ی کشورهای اروپایی مثل یک توپ دست به دست بین آمریکا و اسرائیل پاس داده می‌شود و خود ملت از همه چیز محروم هستن، کشور ما نیز مانند مصر نیاز به یک انقلاب دارد ولی باید با برنامه جلو رفت تا دچار سر درگمی که الان مصر دچار آن شده نشویم...
    نظرات و دیدگاه بیشتر انجلا در مورد ایران را می‌توانید در وبلاگ و اکانت فیس بوکش بخوانید.

    تحشیه از بوسنی آمده بود، یک مسلمان سنی مذهب. روز آخر موقع خداحافظی که از هم جدا می‌شدیم در مورد دید جدیدی که نسبت به وضعیت ایران و زنان ایران پیدا کرده بود برایمان گفت، اینکه قبل از ورود به ایران زنان این کشور را اشخاصی که فقط سرکارشان با آشپزخانه است فرص می‌کرد! ولی الان آنان را فعالین در همه عرصه‌های سیاسی و اجتماعی می‌بیند و از این بابت خوشحال بود.

    راشامدیحه و راشا نیز از زنان انقلابی مصر بودند، دل پری نسبت به سیاست‌های فعلی کشورشان داشتند و شاکی بودند که چرا با اینکه کشورشان انقلاب کرده ولی باز کشور دست عمال حسنی مبارک است ...

    خیلی نسبت به کشورشان تعصب داشتند، به خاطر همین وقتی از حضور اسرائیل در کشورشان از آنان پرسیدم با عصبانیت گفتن: «مبارک با چه جرأتی ساختمان‌های قدیمی که میراث کشور ما هستن را تبدیل به سفارت و لابی های اسرائیل کرده؟ ذره ذره خاک مصر به رایمان با ارزش است و به هیچ وجه نمی‌گذاریم هیچ اجنبی به ان دستیازی کند ... »


    حالا بماند که وقتی از راشا در مورد ایران پرسیدم، چشمانش پر از اشک شد و گفت که بالاتر از عشق چیزی نمی‌توانم بگویم.

    ئِما نیز زنی از کشور اندونزی بود، مصاحبه مفصلی را از ایشان و فعالیتهایشان می‌توانید در اینجا بخوانید، اما همین قدر بگویم که در طول سفر، روح یک شیعه ی واقعی را در او دیدم و از این بابت نسبت به او حسادت می‌کردم...

    بیش از بیست نفر آقا نیز از کشورهای مختلف در جمع ما حضور داشتند که فقط توانستم با دو آقای ترکیه ایی و دو آقایی فرانسوی صحبت کنم.

    آقایان ترکیه ایی از لحاظ بینش سیاسی فوق العاده پایین بودند ، مثلا وقتی از او پرسیدم چرا رئیس جمهور کشورتان با آمریکا همکاری می‌کند جواب داد که ما اول
    می‌خواهیم با کمک امریکا اسرائیل را از بین ببریم و بعد خود آمریکا را نابود کنیم! این صحبت‌ها را که می‌شنیدم یاد دست و پا زدن‌های ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا افتادم ...

    توماس و الیور فرانسوی نیز دو روز آخر با کلی درد سر به کاروان ما ملحق شدند (جریان مفصل ورود به ایرانشان و مسلمان شدن الیور را در این لینک می‌توانید مطالعه کنید) روز آخر وقتی از ابیانه بر می‌گشتیم ما را دعوت کرد تا عکس‌های کشورش فرانسه را به ما نشان دهد، با کلی ذوق عکس‌های پسر شش ساله اش را به ما نشان می‌داد و قربان صدقه اش می‌رفت، همین شد که پای صحبت‌های ما هم باز شد و در مورد ایران از آنان پرسیدیم، توماس و الیور مثل آنجلا صحبت می‌کردند و از سیاست‌های کشورشان و همجنس بازی که در کشورشان رواج داشت شاکی بودند، می‌گفتند ایران برخلاف همه کشورها، مستقل ترین کشور جهان است، چون به هیچ جا وصل نیست، و با ورود به ایران تمام ذهیت های منفی که نسبت به این کشور داشتیم از میان رفت، و ما بعد از بازگشت به کشورمان ایران واقعی را معرفی خواهیم کرد.

    برای اکثرشان جالب بود که ما سه چهارنفر خانم چادری در میانشان اینطور در صحبت‌ها همراهی شان می‌کنیم، حتی تا روز آخر آندرو ایتالیایی منتظر فرصتی بود تا سر صحبت را با ما باز کند ولی تنگی وقت و فشردگی برنامه‌ها مانع شد.

    خاطرات ریز و درشت شیرینی زیادی بین مان گذشت که اگر بخواهم بنویسم هر کدام یک پست جدای وبلاگی می‌طلبد.

    عکس‌های بیشتر را می‌توانید در ادامه مطلب مشاهد کنید...


    ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :گل‌ پر


       1   2      >
    آمار وبلاگ

    لینک های روزانه

    محل تبلیغات شما

    لینک دوستان

    کل یادداشت ها